تبليغاتX
صدای فریاد
بیراهه
جای ناصر خان روی این تخت کوفتی نیست...

هر ادمی یه جایی داره ولی میبینم خیلی وقتها ادما سر جلشون نیستند...

این تخت بی معرفت ادمای عزیزمون رو گرفتار خودش کرده ...

تا بی ادبها مثل مایلی کهن ها سیفون کلامشان را پایین کشیده و......

تا قلعه نویی ها سخن از مردی بزنند که نشانه های بارز ان را ندارند...

ناصر خان بلند شو

جای تو اینجا نیست

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت 5:54 بعد از ظهر  توسط وحید نوری  | 

راستش من فکر میکنم...

همه چیز داره بدتر میشه...

یا لازمه که همه چیز تموم شه یا همه چیز درست..

باید یه نفر همه چیزو درست کنه..

یعنی بیاد...

نه هست...

اما امریکا رو چه کار کنیم...

راستش ازادی بیانه دیگه مرس مینویسم...

خل شدم...

ننگ به نیرنگش واسه همه چیز نقشه کشیدن این پدر سوخته ها

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 5:1 بعد از ظهر  توسط وحید نوری  | 

به ۳ تا نیروگاه ما گیر میدن...

۱۰ تا میسازیم...

اصلا در نانوایی هایمان نان لواش را غنی سازی کرده و به نان سنگک تبدیل میکنیم

حتی کریم انصاری فرد را غنی سازی می کنیم تا به علی دایی تبدیل شود...

از همه ی مقنی های عزیز دعوت به عمل میاوریم با ما همکاری کنند

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 5:6 بعد از ظهر  توسط وحید نوری  | 

امروز روزجهانی انسان است........

نمیدونم باید به چه کسی تبریک گفت

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 1:53 قبل از ظهر  توسط وحید نوری  | 

دیگه حوصله شنیدن هیچ صدایی رو نداشت.صدای بارون روی بوم خونش اذیتش می کرد

تنها صدایی که نمی تونست خفش کنه...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 9:42 بعد از ظهر  توسط وحید نوری  | 

عرض سلام و خسته نباشید گرم و صمیمی

خدمت دوستان گل وخدمتگذار وخیلی زیاد صدیق صدا وسیما

دست انها را به گرمی میفشاریم وحتی اگر بخواهند پای انها را نوازش میکنیم

و بسیار بسیار تشکر و قدر دانی میکنیم

تا نشون بدیم مردم ناسپاسی نیستیم.....

واقعا با تلاشهای این عزیزان ما خواستگاری کردن را پس از بارها تکرار در سریالها

(البته ضروری بود چون ما دیر یاد می گیریم)

اموختیم...

اگر برای شما مقدور هست

البته اگه زحمتی نیست

خدای نکرده

خدای نکرده

ناراحت نمی شید راجع به دیگر مسایل زندگی هم فیلم بسازید

(البته بازم خواستگاری در فیلم ها باشد تا برای ما مرور شود و یادمان نرود)

تازه

فخر ما فخر ما صداوسیمای ماست

با تشکر از سیمادلان صدا پرور

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 2:4 قبل از ظهر  توسط وحید نوری  | 

مادر سلام

میدونم که رمق نداری جوابی به سلامم بدی

مادر میدونم شبها هنوز وقتی همه خوابند تنهایی و بی صدا گریه میکنی...ای کاش صدای گریه هات میشدم....کاش یه مشت دستمال بودم توی گریه های بی صدات غرق میشدم

راستی مادر چند روزگذشت

چند روزازخواب پریدی و گفتی :

ندا جان دخترم امروزبیرون نرو خواب بد دیدم

و بعد تصویری ازندا دلت را لرزاند

و بی صدا گریه کردی

مادر 

تورو خدا دیگه گریه نکن

مادر

تورو خدا...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 3:57 بعد از ظهر  توسط وحید نوری  | 

باراک اوباما

کشک

نوبل

دوغ

صلح

فردا

میاد

محمود

می خواد

بد بخت شدیم

رفت پی کارش

بابا بابا

بابا بابا

ای وای بابا

 

لطفا در خواندن ضرورت شعری را خودتان رعایت کنید

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 10:50 بعد از ظهر  توسط وحید نوری  | 

زندگی دیگه باهات کاری ندارم...

مردم

دیگه دوستتون ندارم.اقا من دیگه کاری به کارتون ندارم...اصلا هر کی واسه خودش....

اینجوری خوبه یا میخواید وضع رو عوض کنید خودتون بگید

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 8:50 بعد از ظهر  توسط وحید نوری  | 

کسی نیست؟

کسی نیست بگه  اینجا هوا تموم شده نمیشه نفس کشید؟

کسی نیست؟

کسی نیست بگه حرف بعضی ها دیگه خیلی تکراری شده؟

کسی نیست بغضشو فریاد کنه؟

کسی نیست؟

کسی حرف تازه ای نداره؟

اگرکسی نیست

اینو بدونید که دیگه جای نفسی نیست.
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 1:44 بعد از ظهر  توسط وحید نوری  |